دیدگاه

گر بخندي دنيا با تو مي خندد
و اگر گريه كني،تنها گريه خواهي كرد.
زيرا زمين پير و اندوهگين بايد شادماني را امانت بگيرد،
در حالي كه به قدر كافي در گير مشكلات خويش است.
آواز بخوان؛تپه ها به تو پاسخ خواهند گفت.
آه بكش؛در هوا محو خواهد شد.
انعكاس ها به صداي شادي محدود مي شوند.
اما از صداي دغدغه ها پس نشيني مي كنند.
شادي كن،مردم به سوي تو جذب مي شوند،
اندوهگين باش بر مي گردند و مي روند.
آنان شادي كامل و تمام عيار تو را مي طلبند،
اما به غم و اندوه تو نياز ندارند.
خوشحال باش،دوستان زيادي گرد مي آوري،
غمگين باش همه را از دست خواهي داد.
كسي نيست كه جام شراب تو را رد كند.
اما صفراي زندگي را بايد تنها نوش كني.
سور بده،سالن هايت مملو از جمعيت مي شوند،
امساك كن؛جهان بي تفاوت از كنارت خواهد گذشت.
موفق باش و ايثار كن،تا در پناه آن زندگي كني
هيچ كس نمي تواند در واپسين دم حيات ياريت كند
براي اعيان و اشراف كه در صف طولاني ايستاده اند،به اندازه كافي جا هست
اما ما بايد يكي يكي از ميان راهروهاي باريك درد و رنج گذر كنيم.
              
                               

غم موهبت است...!!!

غم را ديدم كه پياله اي پر از غصه سر مي كشيد،
صدايش كردم و گفتم:
شيرين است.اين طور نيست؟
با ترشرويي پاسخ داد:
تو با اين دخالت،كسب و كارم را از رونق انداختي؛چگونه مي توانم از اين پس اندوه را به تو بفروشم؟
در حالي كه مي داني غم موهبت است نه مصيبت...

                        (جلال الدين رومي)

.....................درخت سمی...............

از دوستم خشمگين بودم
خشم خود را شجاعانه با او در ميان گذاشتم
خشم من فرو نشست و آرام شد
از دشمن خود خشمگين بودم
اين خشم را در اعماق ضمير خود بر هم انباشتم،اين خشم اوج گرفت و تمام جسم و جان مرا تسخير كرد

هر صبح و شب،لرزان و هراسان نهال خشم را با اشكهايم آبياري كردم
و با لبخندهاي ظاهري و فريبكارانه بر اين نهال نور تاباندم.

و شب و روز رشد كردتا اين كه روزي به ثمر نشست و يك سيب نوراني بر روي آن ظاهر شد
و دشمن من اين سيب را كه مي درخشيد مشاهده كرد
و او مي دانست كه اين سيب از آن من است

وقتي شب چون ابري سياه همه جا را در بر گرفت، او براي دزدي به باغ من آمد
صبح با خوشحالي ديدم كه ذشمن من در زير درخت درازكش افتاده است.

                                          ***ويليام بليك***
ويليام بليك،شاعر،حكاك،نقاش و عارف انگليسي بود و اشعارش بيشتر به خاطر عرفاني بودن و نشانه هاي پيچيده اش شهرت يافت.